وقتي سفر نمي كني ،
وقتي چيزي نمي خواني ،
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي به اصوات زندگي گوش نمي دهي ،
وقتي قدر خودت را نمي داني ،
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي خودباوري را در خودت مي كشي ،
وقتي نمي گذاري ديگران به تو كمك كنند ،
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي برده ي عادات خود مي شوي ،
وقتي هميشه از يك راه تكراري مي روي ...
اگر روز مرگي را تغيير ندهي
اگر رنگ هاي گونه گون بر تن نكني ،
يا اگر با نا شناس ها صحبت نكني
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي از شور و گرما ،
از احساسات سركش ،
و از آنچه چشمانت را به درخشش وا ميدارند
و ضربان قلبت را تندتر مي كند ،
پرهيز مي كني ...
آرام روي به مردن مي نهي
اگر وقتي از شغلت ، يا عشقت خرسند نيستي ، آن را عوض نكني
اگر براي يافتن مطمئن در نامطمئن خطر نكني
اگر وراي روياها نروي ،
اگر به خودت اجازه ندهي
كه حداقل يكبار در تمام زندگيت
از مصلحت انديشي گذر كني ...
آرام روي به مردن مي نهي
امروز زندگي را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاري بكن!
نگذار كه آرام بگيري...
شادي را فراموش نكن!
پابلو نرودا

