حسادت می کنم به رنگ ديوار، وقتی اتفاقی سايش بدنت به پوستش را حس
می کند.
حسادت می کنم به آفتاب، وقتی با نوازش آرام پوستت به تو گرمی ميبخشد.
حسادت می کنم به برگ گياه، وقتی در گلدان آرام گرفته و حرکت تو از کنارش او را هيجان زده می کند و بی تاب و چرخان.
و حسادت می کنم به پدرت، وقتی در زير نور، گرم به او لبخند ميزنی.
و به مادرت هم، وقتی چند لحظه پيش از خواب به ياد تو لبخند ميزند.
و به تختت که همه روز به هم آغوشی شبت پريشان و بهم ريخته است.
و به فرش که چند تار مويت را ميان پرزهايش نگه ميدارد و به سادگی هم پس
نمی دهد.
و به اتاقت که لذت بودن با تو را هميشه می چشد.
و به آينه ات که هر روز گرمی نگاهت را حس می کند .
و به کوچه ات، درختهای باغچه ، چشمهايت وبه خودت، به خدايت و به اين قلم که از تو گفت
کاش آن آينه ای بودم من که به هر صبح، تو را ميديدم
می کشيدم همه اندام تو را در آغوش
سرو اندام تو با آن همه پيچ ، آن همه تاب
آنگه از باغ تنت می چيدم گل صد بوسه ی ناب
يه حسی بهم ميگه :
بيگانه را به خانه را نده ٬ او به قصد غارت آمده است ...
همه را ... زشت و زيبا و مورچه و ديوار را
همه را دوست داشته باشم و ... و دلبسته به هيچکس نباشم
دلبسته بودن , شبيه طنابی در گردن داشتن است
بايد مواظب باشی و گرنه
يا خودت از دست می روی يا طناب بيچاره پاره می شود ...
اگر خودت از دست بروی , دو حالت دارد
يا طناب برای هميشه نعش خاطرات تو را , آويزان بر خودش حفظ می کند
و يا از گردن بی جان تو بر گردن تازه نفسی ديگر می افتد ...
و اگر طناب پاره شود ،
و يا دنبال طنابی ديگر برای آويزان کردن خودت می گردی ...
رسم زندگی همين است
گفتند: شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای!
گفت: نه ! شکست یعنی من هنوز موفق نشده ام.
گفتند شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای.
گفت نه! شکست یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام.
گفتند : شکست یعنی تو یک آدم احمق بودی.
گفت نه! شکست یعنی من به اندازه کافی جرات و جسارت داشته ام.
گفتند : شکست یعنی تو دیگر به آن نمی رسی.
گفت : نه شکست یعنی می باید از راهی دیگر به سوی هدفم حرکت کنم.
گفتند : شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی
گفت: شکست یعنی من هنوز کامل نیستم.
گفتند: شکست یعنی تو زندگیت را تلف کردی.
گفت نه! شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم.
گفتند: شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی!
گفت : نه! شکست یعنی من باید بیشتر تلاش کنم.
چگونه بگويم
جاده صدا ميزند از دور قدمهاي ترا
چشم تو زينت تاريكي نيست.
پلك ها را بتكان
كفش به پا كن و بيا
و بيا تا جايي كه پر ماه به تو هشدار دهد
و زمان روي كلوخي بنشيند با تو
و مزامير شب اندام ترا مثل يك قطعه آواز به خود جذب كند.
پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت:
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از
حادثه عشق تر است.
ابراهام لينكلن : هر كاري را كه تصميم به انجام آن گرفتيد , نصف آن را انجام داده ايد .
ناپلئون : خونسردي بزرگ ترين صفت يك فرمانده است .
حضرت محمد (ص) : حربه ضعيفان شكايت است .
ولتر : كسي كه از مرگ ميترسد از زندگي هم ميترسد .
حضرت علي (ع) : بلند پايه ترين مردم در خرد و انديشه كسي است كه خود را از مشورت بي نياز نداند .
ون گوك : كسي كه رحم و محبت مي آفريند , زندگي خلق ميكند .
كنفسيوس : به جاي اين كه به تاريكي لعنت بفرستيد , يك شمع روشن كنيد .
ناپلئون : بهترين شكل حكمراني , سلطنت بر قلوب است .
گاندي : شايد ثمره كلام دلنشين را كه امروز بر زبان مي آوريد فردا بچشيد .
حضرت علي (ع) : آن كه تواناتر است آسان تر مي بخشد .
ابراهام لينكلن : تنها شجاعت گام نهادن در راه باعث مي شود تا راه خود را بنمايد .
حضرت محمد (ص) : داناترين مردم كسي است كه از مردم نادان فرار كند .
سعدي : دل دوستان آزردن , مراد دشمنان برآوردن است .
حضرت محمد (ص) : پدرت را مراعات كن تا پسرت تو را مراعات كند .
ويلبر رايت : آينده را قضا و قدر مي سازد و اميد و تلاش تو آن را مي گذراند .
حسين رحمت نژاد : اگر افكار خود را پريشان رها كنيم , به دنبال زشتي ها و پليدي ها مي رود .
مثل چيني : هر سفر هزار فرسنگي با يك گام شروع مي شود .
مثل بلژيكي : دشوارترين قدم , همان قدم اول است .
ناپلئون : شجاعت حقيقي در غلبه بر سختي هاي زندگي است .
افلاطون : ناتوان ترين مردم آن كسي است كه نتواند راز خود را نگه دارد .
بيكن : براي خوشبخت زيستن بايد موقعيت هاي مناسب ايجاد كنيم نه اينكه در انتظار آن باشيم .
آندره ژيد : بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه آن چه بدان مي نگري .
لابروير : براي كسي كه آهسته و پيوسته راه مي رود هيچ راهي دور نيست .
ديل كارنگي : عظمت مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان كوچك آشكار مي شود .
آبراهام لينكلن : درجه سعادت اشخاص به ميل خود آنها بستگي دارد .
منتسكيو : انسان مانند رودخانه است , هر چه عميق تر باشد آرام تر و متواضع تر است .
بزرگمهر : تقدير , ارباب مردمان ترسوست و برده مردمان شجاع .
ناپلئون : نا اميدي نخستين گامي است كه شخص به سوي گور برمي دارد .
مثل آفريقايي : حقيقت تلخ بهتر از دروغ شيرين است .
شكسپير : غرور , روشن ترين نشانه بلاهت است .
مثل چيني : مردي كه كوه را از ميان برداشت , مردي بود كه شروع به برداشتن سنگريزه ها كرد .
برناردشاو : مردي كه در نبرد زندگي مي خندد قابل ستايش است .
كارلايل : هر كار بزرگ در آغاز محال به نظر ميرسد .
ناپلئون : مقصرترين مردم كساني هستند كه روح مايوس دارند .
گوته : كسي كه داراي عزم راسخ باشد جهان را مطابق ميل خود عوض مي كند .
ناپلئون : بين پيروزي و شكست يك قدم بيشتر فاصله نيست
نام این سرویس یاهو 360 درجه است که در حال حاضر نسخه آزمایشی بتای خود را طی می کند و برای عضویت در آن باید از طرف یکی از اعضا آن دعوت شوید. هر عضو تنها می تواند 100 نفر را در لیست انتظار دعوت نامه های خود داشته باشد به این ترتیب که اگر یکی از اعضا یاهو °۳60 100 نفر را به عضویت در سایت دعوت کند تا زمانی که تعدادی از آنها دعوتنامه را قبول نکنند نمی تواند کس دیگری را دعوت کند به این صورت دعوتنامه ها نا محدود هستند ولی در لیست انتظار بیش از 100 نفر نمی گنجد.
پس از اینکه دعوتنامه برای شما از طرف یکی از اعضا ارسال شد کافی است تا روی لینکی که در ایمیل با نام Connect Me است کلیک کنید و پس از آن در صفحه یاهو °360 با آی دی یاهو که دارید وارد یاهو °360 شوید و به همین سادگی شما به عضویت یاهو °360 در آمده اید . پس از آن اگر دوست داشتید می توانید اطلاعاتی را که مربوط به خودتان است در پروفایل کامل کنید و به اشتراک بگذارید. همچنین می توانید عکسی از خودتان در پروفایل قرار دهید.می توانید وبلاگ خود را در یاهو °360 راه اندازی کنید البته سیستم مدیریتی وبلاگ یاهو °360 هنوز کاملا با فارسی و یونیکد سازگار نیست .
لیست دوستان یاهو °360 از ارکات جالب تر و پیشرفته تر است . شما می توانید دوستانتان را در Category های مختلف کلاس بندی کنید . همچنین اگر دوستانتان که در لیست قرار دارند مطلب جدیدی را در وبلاگی که در یاهو °360 دارند نوشته باشند آن مطلب در لیست شما نیز نمایش داده می شود . همچنین در لیست می توان فهمید که چه کسانی در یاهو مسنجر آنلاین هستند. شکل قرار گیری تصاویر در لیست دوستان نیز به شکلی خاص طراحی شده است.
در قسمت My Page شما می توانید به سادگی صفحه پروفایل اعم از مکانهایی که در آنها تحصیل کرده اید یا زندگی کرده اید و موسیقی فیلم و کتابی که به آن علاقه مندید را وارد کنید وهمچنین سطح دسترسی کاربران دیگر به هر یک از این اطلاعات را ویرایش و تنظیم کنید. در قسمت My blog می توانید پست های خود را در وبلاگتان بفرستید که همانطور که گفتم هنوز با فارسی کاملا سازگار نیست. قسمتی با نام My friends هست که همانطور که از نامش مشخص است مربوط به دسته ندی و کلاس بندی دوستان و مدیریت لیست دوستان است . قسمتی هم با نام Mail box وجود دارد که مربوط به ارسال و دریافت پیغام ها و دعوتنامه ها در یاهو °360 است .
در قسمت My Page قسمتی با نام My shared Album است که تصاویری که قصد دارید به اشتراک بگذارید می توانید در آن آپلود کنید . همچنین می توانیدتعیین کنید که هر آلبوم را چه کسانی اجازه دارند ببینند.این قسمت مربوط به بخش Photos یاهو می شود. که می توانید در این بخش آلبوم های خود را بسازید و با ابزار آپلودی که آنرا دانلود و نصب می کنید به سادگی عکس های خود را آپلود کنید . همینطور اگر امکان پرداخت وجه به یاهو را داشته باشید می توانید با پرداخت 19 سنت برای هر عکس عکسهایی را که م خواهید به یاهو سفارش دهید تا برایتان پرینت کند و به هر آدرسی که می خواهید ارسال کند.
در قسمتی با نام Invite می توان دوستان و اقوام و کسانی را که دوست دارید می توانید دعوت کنید که از امکانات ویژه و جالب این بخش این است که شما می توانید با انتخاب دعوت افراد از یاهو مسنجر یا آدرس بوک یاهو خود افرادی را که در لیست یاهو مسنجر شما هستند یا در آدرس بوکتان هستند انتخاب کنید و دعوت کنید.همانطور که گفتم حداکثر افرادی که می توانید در لیست انتظار خود داشته باشید 100 نفر است .پس دقت کنید به آی دی هایی که صاحبانشان از آن استفاده نمی کنند دعوتنامه نفرستید . البته این دعوتنامه ها 30 روز اعتبار دارند و در صورتی که فرد دعوت شده تا 30 روز از آن استفاده نکند خود به خود دعوتنامه باطل می شود.
در بخش Search شما با یک جستجوگر پیشرفته مواجه می شوید که در هر زمینه ای که می خواهید می توانید جستجو کنید و افرادی را که می شناسید و عضو یاهو °360 هستند پیدا کنید .
این سرویس هنوز در نسخه آزمایشی قرار دارد ولی ایرانیان استقبال فراوانی از آن کرده اند و همانند دیگر سایتهای اجتماعات مجازی تعداد کاربران ایرانی این سرویس یاهو به سرعت در حال افزایش است. امیدوارم که با استفاده نادرست بعضی افراد بی ظرفیت این سایت نیز به سرنوشت ارکات یا های فایو دچار نشود و اسیر فیلترینگ نشود.
18 آبان 1384 - آی تی ایران - کارشناسان هشدار می دهند که اخیرا برخی تماس ها با تلفن همراه و تقاضاهای مشکوک باعث برخی مزاحمت ها برای کاربران تلفن همراه شده است.
بر این اساس کارشناسان هشدار می دهند:در صورتيكه با تلفن همراه شما تماسي برقرار شد و در آن شخص يا اشخاصي ادعا نمودند كه از مهندسين شركت مخابرات يا (شبكه) هستند و قصد چك نمودن خط شما را دارند و از شما تقاضا نمودند كه دكمه 90# يا 09# يا هر عدد ديگر را شماره گيري نماييد،بدون هيچگونه شماره گيري فورا" تماس را قطع كنيد.
شركتي جعلي بدين وسيله به سيم كارت شما دسترسي خواهد يافت و از طريق خط شما و با هزينه شما تماسهاي تلفني برقرار خواهد كرد.
لطفا" به منظور متوقف كردن اين كار ، پيغام را براي ديگر دوستان نيز ارسال نماييد.
همچنین تمامي كاربران تلفن همراه توجه داشته باشند در صورتيكه با شما تماسي برقرار شد و در نمايشگر گوشي شما اين پيغام ظاهر شد: (XALAN) از پاسخ دادن به آن خودداري نماييد و تماس را به سرعت قطع كنيد.
در صورت جواب دادن به تماس،گوشي شما ويروسي خواهد شد.اين ويروس اطلاعات IMEI وIMSI را از روي گوشي و سيم كارت شما پاك خواهد كردكه اين امر باعث قطع ارتباط شما با شبكه تلفن همراه خواهد شد و شما مجبور خواهيد بود گوشي ديگري خريداري نماييد.
اين اطلاعات به تاييد شركتهاي موتورولا(MOTOROLA) و نوكيا(NOKIA) رسيده است.هم اكنون ميليونها گوشي موبايل در سرارسر دنيا از اين طريق ويروسي شده اند .
من میدانم که روزی خواهم مرد ، پس مرا در خاک می نهید !!!
مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدانند که سیاه بخت بودام !!!
چشمان مرا باز بگذارید ، تا تمامی جهان بدانند که چشم انتظار از این دنیا رفته ام .
دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند که من به آنچه می خواستم نرسیدم !!!
و در آخر یک پارچه سیاه بر تابوتم بکشید ، تا همگان بدانند هر چه ظلمت بود کشیدم ...
دوري ، عشق را شدت ميبخشد و نزديكي ،قوت .
پيري مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودي مانع از پيريست .
هرگز ندا نستم چگونه ستايش كنم تا آنكه آموختم .
عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم .
عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم .
درحساب عشق يك +يك مساوي است با همه چيز و دومنهاي يك برابرهيچ .
عشق چيزي جزيافتن خويش در ديگران و شادكامي در شناخت نيست .
عشق همانند پروانه ايست كه اگر سفت بگيري له ميشودو اگر سست بگيري ميگريزد .
عشق چون ميوه است. ممكن است خوب به نظرآيد اما تا وقتي كه نرسيده آن را گاز نزنی .
عشق چون ساعت شني است . با خالي شدن مغز، قلب پر ميشود .
عشق غلبه خيال بر خرد است .
مرد به كرات عشق ميورزد ، اما كم . ولي زن به ندرت ،اما بسيار .
مردها همواره ميخواهنداولين عشق يك زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند .
تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقي است .
با عشق وشكيبائي چيزي ناممكن نيست .
عشق، قانون نمي شناسد ودوست داشتن ، اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است .
عشق ، معيارها را بهم مي ريزد و دوست داشتن برپايه ي معيارها بنا ميشود .
عشق ،ويران كردن خويشتن است و دوست داشتن ساختني عظيم .
عشق فوران مي كند چون آتشفشان و سرازير ميشود چون آبشاري عظيم و دوست داشتن جاري ميشود چون رودخانه اي بر بستري با شيب نرم .
عشق ناگهان وناخواسته شعله ميكشد و دوست داشتن از شناختن وخواستن سرچشمه مي گيرد .
عشق دق الباب نميكند،مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست .
سربزير نيست ،مطيع نيست ، عشق ديوار را باور نميكند، كوه را باور نميكند ، گرداب را باور نميكند، مرگ را حتي باور ندارد
نام خود عاشق نهادم دلبری یادم نکرد
یار من وقتی که شیرین بود فرهادم نکرد
بر بیابان رفتم و چون آسمان غوغا زدم
عاقبت دلدار من گوشی به فریادم نکرد
در جهان هر دم به ملک درد طوفان می وزد
تک شدم در دار غم آزاده ای شادم نکرد
قلب من در آتش هجران عجب مردانه سوخت
مردی از این بند و دام تیره آزادم نکرد
خانم ها مثل راديو هستند :
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند.
خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند :
از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند.
خانم هامثل چسب دوقلو هستند :
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد.
خانم ها مثل موتور گازي هستند :
پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند :
اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون.
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند :
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.
خانم ها مثل موبايل هستند :
هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.
خانم ها مثل گچ هستند :
اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند.
خانم ها مثل كنتو ر برق هستند :
هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود.
خانم مثل فلزياب هستند :
هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند.
خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت
از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت
از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی
بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت
از اینکه با تمام پس انداز عمر خود
حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت
کم کم به سطح آینه برف می نشست
دستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفت
دنبال کودکی که در آن سوی برف بود
رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت
نقاشی ام تمام شد و زنگ خانه خورد
من هیچ خانه ای نکشیدم دلم گرفت
شاعر در کنار جو گذر عمر دید و من
خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت
مردي زير باران از دهكده كوچكي مي گذشت . خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود
مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : ميدانم
مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟
مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ، سينه پهلو ميكني
زائوچي در مورد اين داستان مي گويد :
خردمند كسي است كه وقتي مجبور شود بتواند موقعيتش را ترك کند
اگر اين پنجره ها باز شود
آسمان آبی
به درون می آيد
و من از هر ابری
تکه ای بر می دارم
پر قو، پر غاز، پر مرغ دريا
خانه ای خواهم زد
از سپيدی، پاکی
سقف آن مهتاب است
پنجره ها از نور
پرده ها از گل ياس
فرش از مهر، رنگ از شور
همه اسباب از عشق
و هوايی از تو...
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش
می برم تا که در آن نقطه ی دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه ی عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه ی امید محال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد..می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله ی آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل
" فروغ فرخزاد"
دستها بالا بود.
هر کسی سهم خودش را طلبید.
سهم هر کس که رسید،
داغ تر از دل ما بود
ولی
نوبت من که رسید،
سهم من یخ زده بود!سهم من چیست مگر
یک پاسخ
پاسخ یک حسرت!
سهم من کوچک بود
قد انگشتانم
عمق آن وسعت داشت
وسعتی تا ته دلتنگیها
شاید از وسعت آن بود
که بی پاسخ ماند!
1- اعتماد سازي سالها بطول مي انجامد، اما ممكن است در عرض چند ثانيه از ميان برود.
2- در اين دنيا اهميت ندارد كه چه چيزهايي داريد، بلكه اين مهم است كه چه كسي را در زندگي خود داريد.
3- هنگامي كه خود را با ديگران مقايسه ميكنيد در واقع ارزش وجودي خود را زير سوال ميبريد. ما همگي افرادي بي همتا و منحصر بفرد ميباشيم.
4- شما ميتوانيد كاري را در يك لحظه انجام دهيد كه تا پايان عمر موجب پشيماني و اندوه شما گردد.
5- براي رسيدن به شخص آرماني و ايده آل خودتان به روندي مادام العمر نياز است.
6- با بهره گيري از فرصتهاست كه ما شجاعت را مي آموزيم.
7- يا بايد رفتار و نگرش خود را كنترل كنيد و يا آنكه تحت فرمان رفتار خود در خواهيد آمد.
8- ما نسبت به كرده خود مسئول ميباشيم، صرفنظر از اينكه چگونه آن را توجيه كنيم.
9- هر چقدر هم كه آغاز يك رابطه پر حرارت و عاشقانه باشد، علاقه و احساسات آتشين فرو خواهد نشست و بهتر است چيز ديگري جاي آن را بگيرد.
10- قهرمانان افرادي هستند كه عملي را كه ميبايست انجام پذيرد را انجام مي دهند، صرفنظر از پيامدهاي آن.
11- پول ابزاري نامناسب براي امتياز دهي ميباشد.
12- ميزان كمال و پختگي به نوع تجارب و ميزان درس گيري شما از آن تجارب بستگي دارد و نه به ميزان سن شما.
13- اين با خارج گشتن از محدوده آسايش است كه ما رشد ميكنيم.
14- هر مقدار هم كه دوست شما خوب باشد، بر خي اوقات احساسات شما را جريحه دار خواهد كرد، و شما بايد وي را مورد بخشش قرار دهيد.
15- اين تنها كافي نيست كه ديگران را مورد بخشش قرار دهيد، برخي اوقات شما خودتان را هم بايد ببخشيد.
16- هر اندازه هم كه قلب شما شكسته شده باشد، جهان براي اندوه شما از حركت نخواهد ايستاد.
17- پيشينه و شرايط شما قطعا در آنچه كه هستيد تاثير گذار بوده اند، اما شما در شكل گيري شخصيت آينده خود مسئول ميباشيد.
18- دو فرد ممكن است به يك چيز واحد و كاملا يكسان نگاه كنند و چيزهايي كاملا متفاوت ببينند.
19- كيفيت ارتباط برقرار كردن شما تعيين كننده كيفيت زندگي شما خواهد بود.
20- شما قادر هستيد به هر چه كه ميخواهيد برسيد، بشرط آنكه ايمان داشته باشيد كه استحقاق آن را داريد و وقت، انرژي و ذهن خود را وقف آن كنيد.
21- شما مي بايد اهداف خود را بر اساس خواسته هاي خود تعيين كنيد، و نه خواسته هاي ديگران.
22- زندگي در گذشته و آينده از زندگي امروز شما ميكاهد.
23- اگر تناسب اندام خود را حفظ نكنيد در دراز مدت تاوان آن را خواهيد پرداخت.
24- در هر كجا از عرصه زندگي كه شما براي آن انرژي صرف نميكنيد، زيان خواهد ديد.
25- شما قادر نميباشيد ديگران را وادار كنيد تا شما را دوست داشته باشند، تنها كاري كه ميتوانيد انجام دهيد آنست كه فردي دوست داشتني گرديد.
26- اگر شما از انتظارات و نيازهاي خود به ديگران چيزي نگوييد، تنها چيزهايي را كه آنها حدس ميزنند شما به آن نياز داريد را در اختيارتان قرار خواهند داد. و اين ممكن است با خواسته هاي شما بسيار متفاوت باشد.
يک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گير نميدهد .
يک پسر خوب تا زمانی که يک خانم محترم کنارش نشته با سرعت بالای ۵ کيلومتر در سال حرکت نميکند .
يک پسر خوب زمانی که کسی ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از ۲ به ۴ ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند.
يک پسر خوب زمانی که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آيد.
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روی بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشی نميکشد .
يک پسر خوب زمانی که تصادف ميکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی در نمی آورد .
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگی از راهداری و شهرداری خيابانهای شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود .
يک پسر خوب دکمه های پراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم ميکند .
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوی شده و چشمش را به آسفالت ميدزد .
يک پسر خوب روزی ۳بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند .
يک پسر خوب بيشتر از ۵ دقيقه در دستشوئی نميماند . ( نکته کنکوری)
يک پسر خوب ۲ساعت در حمام آهنگ جوادی يساری نخوانده وبرای همسايگان آلودگی صوتی ايجاد نميکند.
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوی و برزن عرعر عشق نکرده و آبروی خانوادگی خود را نميبرد .
يک پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نميکند .
يک پسر خوب از سن ۱۴ سالگش از پدرش پول تو جيبی نگرفته و خودش کار ميکند .
يک پسر خوب به جای اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر ۱۰۰ سالگی خود باشد .
يک پسر خوب اگر زبانم لال از افيون اينترنت استعمال و خدايی نکرده وب لاگ نويس شد بر حسب اتفاق از هر ۱۰ کامنت او ۹ عددش متعلق به دختران نيست .(ا ستثناء دارد البته...)
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجای اصغر به او رامتين و نيما و ... بگويند .
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمی را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو و خشک خود را جر نميدهد .
يک پسر خوب هر روز ساعت ۶ بيدار شده و حد اکثر تا ساعت ۷:۳۰ سه نمونه از انواع رايج نان را تهيه و برای صبحانه به خانه می آورد .
يک پسر خوب اگر ۵ بار مکرراْ برای خريد از خانه يرون رفته و باز هم با يک لیست ۳ متری مواجه شد غرغر نميکند .
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزی نمی زند تا همه سیرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غدا خوردن می نمايد .
يک پسر خوب تقاضای وسايل نا مربوطی از قبيل موبايل را از خانواده ندارد .
يک پسر خوب اسم شرکت در جشن تولد هايی که مشکوک به وجود جنس مونث هستند را نمی آورد.
يک پسر خوب تا قبل از سن ۳۰ سالگی فکر زن گرفتن را از سر خود بيرون ميکند .
يک پسر خوب تا قبل از ازدواج ۵۰ بار عاشق نشده و هر دفعه ادعای وحدت در عشق نميکند .
يک پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بيرون رفت و کسی به خانم متلک گفت فورا با پليس ۱۱۰ تماس حاصل می کند.
يک پسر خوب برای احيای حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد .
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودمانی که عادت به بيان شوخی های نا مربوط از قبيل حراج لفظی عمه و همچين خواهر مادر هستند امتنا ميکند.
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به ۱۳ ماه دهانش بوی تلفن نميدهد .
يک پسر خوب هر صدايی از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صدای تلفن اشتباه نگرفته و ۶ متر به بالا نمیپرد .
يک پسر خوب هيچ گاه بوی عطر مشکوک از قبيل زنانه نميدهد .
يک پسر خوب برای رفتن به مراسم خواستگاری لااقل دو عدد مينی بوس تهيه ميکند.
يک پسر خوب موقع رفتن به خواستگاری برای نشان دادن عظمت خانوادگی گذشته از تمامی فاميل های درجه ۱-۲-۳-۴ و الی آخر از آقا رضا بقال محترم محله٬ حاج علی قصاب محترم و ما بقی کسبه محل به دليل دارا بودن تجارب بالا دعوت بعمل می آورد .
يکپسر خوب برای شروع زندگی مشترک نياز به عشق و محبت دو طرفه نداشته و فط کافيست عمه خانم بزرگ فاميل تائيد کنند دختر شمسی خانم خاله مادرشون دهانش بو نميدهد و شوهر داری بلد است .
يک پسر خوب عيد به عيد يادش نمی افتد که بايد دندانهايش را مسواک بزند و اين کار را هر شب انجام ميدهد .
يک پسر خوب در کلاس درس و در حضور تنی چند از خانمهای محترم شستش را تا انتها در دماغ مبارک فرو نميکند و يک چرخش دورانی به آن نميدهد .
يک پسر خوب برای بيرون رفتن از خانه ۳ ساعت جلوی آئينه نايستاده و بزک نميکند .
يک پسر خوب بجای سوار شدن به خط واحد پشت سر آن ميدود تا هم بدنش سالم بماند و هم صرفه جويی اقتصادی کرده باشد .
يک پسر خوب تنها جوکهايی را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ارشاد اسلامی٬وزارت بهداشت٬ وزارت مبارزه با تبعيضات استانی و ... باشد .
يک پسر خوب در جشنهای فاميلی جو گير نشده و نميرقصد تا ابروی کل خاندان رابر باد دهد .
يک پسر خوب در مهمانی های خانوادگی نوشدنی های غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمی و کتبی پدر محترم استعمال ميکند .
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواری کردی چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمیپرد .
يک پسر خوب تنها برای رضای خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهری و برون شهری هر کجا که دختر خانم يا خانمی را در رده سنی ۱۸ تا ۲۸ سال ديد سوار کرده و به مقصد می رساند
یکی از روان شناسان معروف غرب معتقد است که رنگ انتخابی و دلخواه شخص می توان به خوبی معرف خصوصیات اخلاقی وی باشد. او پس از بررسی های فراوانی که در این زمینه به عمل آورده ، در یکی از تالیفات خود به نام "رنگ در دنیای انسانها" دلایلی را که سبب میشود شخص،رنگی را رنگ دلخواه خود بداند و یا از آن متنفر باشد،ذکر میکند.
قرمز : خوش قلب اما خودپرست
این رنگ سمبل شدت و افراط بوده و این زیاده روی گاه در جهت مخالف آن است.قرمز،رنگ عشق و تنفر،فداکاری و خشونت و خون و آتش است.کسی که به این رنگ علاقه دارد،هرگز نمیتواند در زندگی بی تفاوت باشد.این گونه اشخاص به رغم آنکه تند و سرکش هستند،اما فعال و شجاع بودن نیز از خصوصیات اصلی آنهاست.قرمزها در زندگی کمی عجول هستند و احتمال شکست بویژه در عشق برای آنها فراوان است.معمولاً قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران،سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود.با آنکه در عشق کاملاً فداکارند،اما اگر روزی روزگار بر وفق مراد نباشد،بدون آنکه جویای علت آن باشند،با آن می جنگند.دو صفت ممتاز قرمزها،خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است،اما دو عیب بزرگ آنها نیز خودپرستی و در بعضی موارد،عدم کنترل نفس است.به طور کلی قرمزها دارای خصوصیاتمتضادی هستند.
صورتی : مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی در واقع همان رنگ قرمز است که کمرنگ شده است.اگر به این رنگ علاقه مندید،تمام صفات قرمزها را کمی ملایمتر در خود خواهید یافت.این افراد در عشق با گذشت هستند و دیگران را خوب درک می کنند و با اطرافیان به ملایمت رفتار میکنند،به همین دلیل همیشه مورد علاقه دیگران هستند.روانشناسان معتقدند که صورتیها اغلب دشواری های زندگی را تحمل کرده و با مشکلات فراوانی در زندگی دست و پنجه نرم می کنند.
آبی : نظم،پشتکار،تنهایی
رنگ آبی از رنگهایی است که طرفداران زیادی دارد.اگر به این رنگ علاقه دارید،می توان به شما امیدواری داد که می توانید هیجانات و احساسات خود را به خوبی کنترل کنید.ظاهرمتین و آرام شما دیگران را وادار می سازد به شما احترام بگذارند.شما هم دوست دارید که همیشه مورد ستایش دیگران باشید.در خرید لباس بسیار صرفه جو هستید و به علت شرم و غروری که دارید،دوست دارید غالباً تنها باشید.کارهای خود را معمولاً از روی نظم و ترتیب انجام میدهید و صفت ممتاز شما،پشتکارتان است.
قهوه ای : قابل اعتماد
روی قهوه ای ها میتوان حساب بازکرد چون باثبات،فیلسوف مآب و کمی شاعر پیشه هستند.اگر به این رنگ علاقه مندید،بندرت تغییر عقیده میدهید و هربار که تصمیمی بگیرید،حتماً آن را عملی میسازید.در نگهداری پول و سرار دیگران امانتدار خوبی هستید.میل دارید پیوسته در عالم خود باشید و در عشق هرگز بدبین و نتد نیستید.
خاکستری : احساس بی نیازی
این رنگ سمبل چشم پوشی از لذتهای معمولی دنیاست.کسانیکه به این رنگ علاقه دارند،معمولاً از زندگی احساس رضایت می کنند.خاکستری،رنگ عاقلان است و جوانانی که به این رنگ علاقه دارند،خود را هم شان بزرگسالان میبینند و در زندگی احساس بی یازی می کنند.در عشق به پیروی از افراد مسن تر از خود تمایل دارند و بیشتر کسانی که از نظر فکر و عقیده به آنها برتری دارند،خیلی آسان طرف توجهشان قرار میگیرند!
سبز : کنجکاوی
سبزها از نظر روان شناسان بسیار ساده است.آنها نقاط اشتراک فراوانی با افراد به رنگ پرتغالی دارند.روابط این افراد با دیگران بر پایه اصول و قرارداد است و دوست ندارند در زندگی خود وقایع زیادی "خوب یا بد" پیش آید،اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارند.
پرتغالی : صادق و خوش خلق
رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود میبینند،چندان متکی به نفس نیستند.اجتماعی و خوش خلقند و با مردم به خوبی رفتار میکنند.نفوذ در پرتقالی ها بسیار مشکل است،اما کسی که این افراد را دوست داشته باشد،می توان به راحتی با آنها ازدواج کند.هوسباز نیستند و چنانچه با کسی دوستی کنند،صادق و وفادار هسنتد.افراد این گروه،چنانچه با افرادی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشند،ازدواج کنند،سعادتمند مشوند.
سیاه : خوش ذوق و با ظرفیت طبع
این رنگ بر خلاف عقیده عمومی،رنگ نومیده و عزا نیست.بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبه است.اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آنکه دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید،از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید.هرگز خود را به دیگران تحمیل نمیکنید و عقاید و نظرات دیگران را به آسانی می پذیرید.
ارغوانی : رنگ عرفا!
رنگ اسرار آمیز و مجللی است.علاقه مندان به این رنگ،پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی اند.معاشرت با این دسته لذتبخش است،ارغوانی ها بیشتر به امور معنوی می پردازند.ارغوانی رنگ مورد نظر عرفاست!
نتیجه گیری کلی
به یاد داشته باشید توجه و علاقه شما به رنگها در طول زمان تغییر می کند و این از آن روست که خصوصیات اخلاقی شما نیز طی سالیان دراز،تغییر خواهد کرد.چنانچه در مورد رنگی ناگهان تغییر عقیده دادید،به دلیل ضعف شما نیست،بلکه به خاطر نیازتان به نغییر محیط است.
امتحان کوتاه زير شامل ٤ سوال است. سوالها زياد سخت نيستند و جواب آنها هم در زير آمده است ولی قبل از آن که پاسخها را ببينيد سعی کنيد خودتان پاسخها را بيابيد. اين امتحان برای آزمايش متخصص بودن شماست.
سوالات
١) چگونه می توان يک زرافه را داخل يک يخچال قرار داد؟
٢) چگونه می توان يک فيل را داخل يک يخچال قرار داد؟
٣) شير، سلطان جنگل، تمام حيوانات را به يک گردهمايی فرا می خواند. تمام حيوانات بجز يکی از اين حيوانات در اين گردهمايی شرکت می کنند. حيوانی که غايب بوده کدام است؟
٤) شما بايد از يک رودخانه عبور کنيد. اين رودخانه محل زندگی تمساحها است. چگونه از آن عبور می کنيد؟
پاسخها
١) پاسخ درست اين است: در يخچال را باز کنيد، زرافه را در آن قرار دهيد و سپس در يخچال را ببنديد. اين سوال به ما ياد می دهد که نبايد برای کارهای ساده دنبال راه حلهای پيچيده بگرديم.
٢) دريخچال را باز کنيد، فيل را در آن قرار دهيد و سپس در يخچال را ببنديد. اين پاسخ اشتباه است، پاسخ درست اين است، در يخچال را باز کنيد. زرافه را بيرون بياوريد، فيل را در يخچال بگذاريد و سپس در يخچال را ببنديد. اين سوال به ما ياد می دهد که برای حل مساله، به فعاليتهای قبلی نيز فکر کنيم.
٣) پاسخ درست اين است : فيل. چون فيل داخل يخچال بوده و نمی توانسته در گردهمايی شرکت کند. اين سوال به ما ياد می دهد که در حل مساله نبايد فرضيات قبلی را فراموش کنيم.
بسيار خوب! اگر به ٣ سوال اول پاسخ درست نداده ايد هنوز يک شانس ديگر داريد.
٤) پاسخ درست اين است با شنا از رودخانه عبور کنيد. تمام تمساحها در گردهمايی حيوانات هستند و خطری شما را تهديد نمی کند. اين سوال به ما ياد می دهد که از اشتباهات گذشته پند بگيريم
اولین بار:هنگامی که می خواستم با پایمال کردن ضعیفان خودم را بالا ببرم
دومین بار:هنگامی که در مقابل کسانی که ناتوان بودند خود را به نا خوشی زدم
سومین بار:هنگامی که انتخاب را به عهده من گذاردند به جای امور مشکل امور آسان و راحت را بر گزیدم
چهارمین بار:هنگامی که مرتکب اشتباهی شدم و خود را با اشتباهات دیگران تسلی دادم
پنجمین بار:هنگامی که از ترس سر به زیر بودم و آن وقت ادعا می کردم بسیار صبور و بردبارم
ششمین بار:هنگامی که جامه خود را بالا می گرفتم تا با سختیها و ناملایمات زندگی تماس پیدا نکنم
هفتمین بار:هنگامی که در مقابل خدا به نیایش ایستادم وآنگاه سروده های خویش را فضیلت دانستم
وجود داری، دروغ نیستی! فریب نیستی!
من در میان دریایی ایستاده ام و شن های ریز طلایی ساحل را
درون دستانم گرفته ام. ببین چگونه از لای انگشتان مرتعش و
فشرده ام می لغزند و به دریا فرو می ریزند! مشت هایم را سخت تر می فشارم تا شاید بتوانم شن ها را
درون دستانم نگاه دارم. اما افسوس كه هر چه سخت تر می فشارم، شن ها به سرعت و پوزخند زنان از
لای انگشتانم فرو می ریزند و من اشكی چند از دیدگان فرو می ریزم!
آه خدایا، چرا من نمی توانم آن ها را در آغوشم بفشارم. خدایا آیا من نمی توانم حتی دانه ای ریز از این
شن ها را از دست امواج بی رحم دریا نجات بخشم !؟ آه خدایا، آیا عشق را نیز نمی توان هیچ گاه در
دستان خویش نگه داشت!
آیا تمام چیزهایی كه ما می بینیم، یا می پنداریم كه می بینیم! چیزی نیست جز رویایی در خواب ؟؟
اثري از ادگار آلن پو (edgar allan poe)
قيمت يه روز باروني چنده؟
يه بعد از ظهر دلنشين آفتابي رو چند مي خري؟
حاضري براي بو کردن يه بنفشه ي وحشي توي يه صبح بهاري يه تراول بدي؟
پوستر تمام رخ ماه قيمتش چنده؟
چرا وقتي رعد و برق مي ياد از زير درخت فرار مي کني؟
مي ترسي برقش بگيردت؟
اصلا مي دوني بارون چرا زمين رو با قطراتش خيس خيس مي کنه؟
چرا وقتي نم نم بارون مي زنه چترتو با خودت مي بري؟مگه همين تو نيستي که عاشق قدم زدن
زير باروني؟هيچ وقت شده بگي دستت درد نکنه؟ شده از خودت بپرسي چرا تموم وجودشو
روي سرما گريه مي کنه؟اون قدر که ديگه براي خودش چيزي نمي مونه و نابود ميشه؟هيچ وقت
از ابرا تشکر کردي؟
هيچ وقت شده از خورشيد بپرسي که چرا ذره ذره ي وجودشو انرژي مي کنه و به موجودات
مي بخشه؟...به نظر تو ماهانه مي گيره يا قراردادي کار ميکنه؟
چرا نيلوفر صبح باز ميشه و ظهر بسته؟بابت اين کارش حقوق مي گيره؟
چرا فيش پول بارون ماهانه نمي ياد؟چرا آبونمان اکسيژن هوا رو پرداخت نمي کنيم؟
مي دونستي قشنگترين سمفوني طبيعت رو مي توني يه شب مهتابي کنار يه رودخونه گوش
کني؟قيمت بليتشم دل تومنه!
همين تويي که خودتو به آب و آتيش مي زني تا يه تابلوي آفتابگردونِ خدا تومني بخري...آره
همين تو!!! مي دونستي زيباترين تابلوي آفتابگردون تو طبيعت چه جلوه اي داره؟
تو که قيمت همه چيزو با پول مي سنجي تا حالا شده از خدا بپرسي قيمت يه چشم سالم چنده؟يه
دست سالم چنده؟چقدر بايد بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟خيلي خنده داره نه؟
اون وقت تو موجود خاکي اگه يه روز يکي ازهمين داراييها رو ازت بگيرن زمين و زمان رو به
باد ناسزا مي گيري...چي خيال کردي؟پشت قبالت که ننوشتن...
نه عزيز خيال کردي...اينا همه لطفه،همه نعمته....
اينو بدون که اگه يه روز فهميدي قيمت يه ليتر بارونو يه ساعت روشنايي خورشيد چنده؟اگه
فهميدي چقدر بايد بابت مکالمه ي روزانمون با خدا پول بديم؟يا چند تومن بديم تا يه کاست از
صداي بلبل ظبط کنيم و بعد از اون تحت پيگرد قانوني قرار نگيريم اون وقته که مي فهمي چرا
داريم توي اين دنيا وول مي خوريم
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم
تو زهری ؛ زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی ؛ که شور هستی از توست
شراب ِ جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو ؛ غم از تو ؛ مستی از توست
بسی گفتند دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم :
که او زهر است اما ... نوشداروست
چه غم دارم که این زهر تب آلود
تنم را در جدایی می گدازد
از آن شادم که در هنگامه ی درد
غمی شیرین دلم را می نوازد
اگر مرگم به نامردی نگیرد
مرا مهر تو در دل جاودانی ست
وگر عمرم به ناکامی سر آید
تو را دارم که مرگم زندگانی ست
اگر بتوانیم زندگی را آنچنان که هست ببینیم ؛ چیزهای کوچک را بزرگ نمی شماریم ؛ اوهام را حقیقت نمی خوانیم ؛ از خوبیها لذت می بریم ؛ بدیها را نادیده می انگاریم و اعتراف می کنیم که موهبتی گرانبهاتر از زندگی وجود ندارد و دنیای ما جایگاه خوشبختی است .
دامنه ی آرزوهای انسان چنان وسیع است که می توان گفت آرزو دایره ای ست که مرکزش از < مــا > شروع می شود و محیط آن در نامتناهی فرو می رود . اگر از مـَرکب آرزو پیاده شویم و حد خود را بشناسیم ؛ اعتراف می کنیم که از مواهـب و برکـات دنیا به انــدازه ی خـودمان بهره مند شده ایم و به هیچ وجه حق شکایت نداریم .
اگر صبر و متانت را شعار خویش کنیم ؛ سختی هم به قدر خودش ارزش دارد . وقتی مصائب روزگار بر روحمان هجوم می آورد ؛ قوای خفته ی ما بیدار میشود . ناکامی در مسیر زندگی ؛ فرصت خوبی است تا لیاقت خود را به دیگران نشان دهیم . خوشا به حال آنان که در روح خویش خزانه ای زیبا از افکار زیبا دارند . پیوسته در این گلستان باطنی سیر و تفرج می کنند و هر لحظه گلهای تازه می چینند و چیزهای نو می بینند.
و اين همه نصيبمان نمی شود مگر با شناخت خويشتن ِ خويش .....
افلاطون می گويد :
به خود ِ خويش بازگرد و در خويشتن بنگر . و اگر ببينی که زيبا نيستی ؛ همان کن که پيکر تراشان با پيکر می کنند . هر چه زيادی است بتراش و دور بيانداز . اينجا را صاف کن و آنجا را جلا بده . کج را راست کن و سايه را روشن ساز و ... از کار خسته مشو
|
همه ميپرسند چيست در زمزمهي مبهم آب؟ چيست در همهمهي دلكش برگ؟ چيست در بازي آن ابر سپيد روي اين آبي آرام بلند كه تو را ميبرد اينگونه به ژرفاي خيال؟ چيست در خلوت خاموش كبوترها؟ چيست در كوشش بيحاصل موج؟ چيست در خندهي جام؟ كه تو چندين ساعت
نه به ابر نه به آب نه به برگ نه به اين آبي آرام بلند نه به اين خلوت خاموش كبوترها نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام من به اين جمله نميانديشم من، مناجات درختان را، هنگام سحر رقص عطر گل يخ را با باد نفس پاك شقايق را در سينهي كوه صحبت چلچلهها را با صبح نبض پايندهي هستي را در گندم زار گردش رنگ و طراوت را در گونهي گل همه را ميشنوم ميبينم من به اين جمله نميانديشم به تو ميانديشم اي سراپا همه خوبي تك و تنها به تو ميانديشم همه وقت همه جا من به هر حال كه باشم به تو ميانديشم تو بدان اين را، تنها تو بدان تو بيا تو بمان با من، تنها تو بمان جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند اينك اين من كه به پاي تو در افتادم باز ريسماني كن از آن موي دراز تو بگير تو ببند تو بخواه پاسخ چلچلهها را، تو بگو قصهي ابر هوا را، تو بخوان تو بمان با من، تنها تو بمان در دل ساغر هستي تو بجوش من همين يك نفس از جرعهي جانم باقي است آخرين جرعهي اين جام تهي را تو بنوش |
يكديگر را دوست بداريد . اما از عشق زنجير مسازيد
بگذاريد عشق همچون درياي مواج ميان ساحلهاي جانتان در تموج واهتزاز باشد
جامهاي يكديگر را پركنيد اما از يك جام منوشيد
از نان خود به يكديگر بدهيد اما هر دو از يك قرص نان تناول مكنيد
به شادماني با هم برقصيد وآواز بخوانيد اما بگذاريد هريك براي خود تنها باشيد
همچون سيمهاي عود كه هريك در مقام خودتنها ست . اما همه با هم به يك آهنگ مترنمند
دلهايتان را به هم بسپاريد اما به اسارت يكديگر ندهيد
زيرا تنها دست زندگي است كه مي تواند دلهاي شما را در خود نگاه دارد
در كنار هم بايستيد اما نه بسيار نزديك
از آنكه ستونهاي معبد به جدايي بار بهتر كشند
وبلوط و سرو در سايه هم به كمال ورويش نرسند
روان شناسان شخصیتی بر این عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خوا هید باشید دور نمی کند بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید
فرض می کنیم که شما متولد 21 مهر 1357 هستید. مهر ماه هفتم (7) سال است پس :
8=1+7=17=5+8+3+1=1385=1357+7+21
"8" شماره تولد شماست و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.
تفسیر اعداد
۱-خالق و مبتکر
"یک" ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند ،گاهی خود خواه می شوند. با این حال "یک" ها بشدت صادق و وفادار ند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که "بهترین" باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.
۲-پیام آور صلح
"دو" ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زند گی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.
3- قلب تپنده زندگی
" سه " ها ایده آلیست هستند،بسیار فعال اجتماعی جذاب رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه انها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یار بیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.
4- محافظه کار
"چهار" ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بداننند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.
5-ناهماهنگ با جماعت
"پنج" ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندرند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات انها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.
6- رمانتیک و احساساتی
" شش" ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند. "شش" ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.
7- عاقل و خردمند
"هفت" ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست امده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!
8- آدم کله گنده
"هشت " ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها رارئیس ببینند.
9- اجرا کننده و بازیگر
"نه " ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.
اگر نمی توانی شاهراه باشی
کوره راهی باش
اگر نمی توانی خورشید باشی
ستاره باش .
" کمیت "
نشانگر پیروزی یا ناکامی تو نیست .
بهترین
هر آنچه هستی " باش " .
داگلاس مالوک
برای خيلی از شماها پيش اومده كه وقتی با ۴-۵ تا از دوستانتون يه مدت توی خيابون به صحبت ايستادين ، مورد گير نيروی انتظامی واقع شدين... پس نتيجه می گيريم كه توی سرزمين ما وقتی ۵ نفر دور همديگه جمع ميشن ۱۱۰ رو نا آروم می كنن!... ولی جاهای ديگه ی دنيا وقتی ۵ نفر دور همديگه جمع ميشن .....
توی آمريكا ، با هم مسابقه ميدن!
توی فرانسه ، همه همزمان شروع به حرف زدن می كنن!
توی ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث می كنن!
توی آلمان ، درباره ی سياستهای دولت حرف می زنن!
توی پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!
توی عراق ، برای حمله به سربازهای آمريكايی نقشه می كشن!
توی افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار می كنن و اگه پول داشته باشن می خوابن!
توی آذربايجان ، يه بطری آب پرتقال می خرن و با هم می خورن!
توی مصر ، ميرن يه جا می شينن قليون می كشن!
توی امارات متحده ی عربی ، ۴ نفرشون دست می زنن و يه نفرشون می رقصه!
توی روسيه ، از همديگه رشوه می گيرن!
توی ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!
توی هند ، يا با همديگه می رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا می كنن!
توی كوبا ، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف می كنن!
توی سوريه ، از ترس بلافاصله از همديگه جدا ميشن!
توی كره جنوبی ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالای ژاپنی رو كپی می كنن!
توی مكزيك ، دو نفرشون دوئل می كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار می زنن!
توی ايران ، غير از ترسوندن ۱۱۰ كه اون بالا گفتم ، يا پشت سر بقيه غيبت می كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ی سخنرانی ترتيب ميدن يا به يه جلسه ی سخنرانی حمله می كنن يا از حرف زدن و سوتی های همديگه ايراد می گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش می كنن يا الكی می خندن يا يه پيتزا فروشی باز می كنن يا بدون هيچ صحبتی می ايستن و چشم و سرشون رو می چرخونن و مردم رو می چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توی ياهو مسنجر می سازن يا يه وبلاگ دسته جمعی می سازن يا گروه اینترنتی راه میندازن یا ...........
هر جا آسيب است عفو ،
هر جا شک است ايمان ،
هر جا نواميدي است اميد.
هر جا تاريکي است نور
و هر جا غم است سرور.
پروردگار عالم به من لطف کن تا بيشتر در پي تسکين بخشيدن باشم تا آرام شدن
همانطور که مي فهمم فهميده شوم. همانطور که دوست دارم دوست داشته شوم
زيرا دراثر دادن است که دريافت مي کنم، دراثربخشيدن است که بخشيده مي شوم در مرگ خود است که در زندگي جاويدان متولد مي شوم
مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمدو گفت من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟
او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه ميرفت عنكبوتي را ديداما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كردو از سمت ديگري عبور كرد
فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا بروتا به بهشت بروي.مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد.كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتي گفت تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي.ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد.
|
حافظ صائب تبريزي شهريار |
|
|
دل من یه روز به دریا زد ورفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش می خواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
من درختي بودم
پاي تا سر همه سبز
همه سر سبز اميد
همه سرمست بهار
كه به هر شاخه ي من نغمه ي فروردين بود
و به امداد سبكپويه نسيمي ناگاه ـــ
برگ برگم همه را مشگر صحرا بودند
بزم ما رنگين بود
***
در شبان مهتاب
در دل حجله ي دشت ـــ
بوسه ميزد بلبم دختر ماه
مست ميكرد مرا نغمه ي رود
موج ميزد بدلم شوق گناه
***
دختر پاك نسيم
پاي تا سر همه لطف
با تني عطر آگين ـــ
بود هنگام سحر گرم هماغوشي من
ميشد از لذت آن كام، سرا پاي وجودم فرياد
بند بندم همه شوق ـــ
برگ برگم همه شاد.
***
واي،اندوه اندوه
آن درختم امروز
كه بصحراي وجود
دست يغماگر طوفان زمان
جامه ي سبز مرا غارت كرد
وآنچه مانده است براي تن من عريانيست
منم و تف زده دشتي كه كوير است كوير
نه در آن نغمه روديست نه آبادانيست
***
آن درختم،اما ــ
نيستم مست بهار
يا كه سر سبز اميد
ديگر اي دامن دشت
برگ برگ تن من،قاصد فروردين نيست
بزم مارنگين نيست
***
ديرگاهيست كه روشن نكند دختر ماه ــ
دشت تاريك مرا
همه جا خاموشي است
واي تاريكي و تنهائي،دردانگيز است
چه شد آن شور بهار؟
چه شد آن گرمي عشق؟
همه جا پائيز است
كوه تا كوه به گرد سر من اندوه است
دشت تا دشت به پيش نگهم نوميديست
سينه ام از غم بي عشقي و ي همنفسي لبريز است.
***
دختر پاك نسيمي كه هما غوشم بود
در دل دشت گريخت
برگهائي كه مرا برگ اميدي بودند ــ
دانه دانه همه ريخت
***
اينك اينك منم ودامن دشتي خاموش
اينك اينك منم و هيزم خشكي بي سود
شاخه هايم همه چون دست دعا سوي خداست
كاي خدا آتش سوزنده و ويرانگر تو
در همه دشت،كجاست؟
شاعر: مهدي سهيلي


