تبليغاتX
به نام آنکه

گام 1 - از انتقاد بيجا ، سرزنش مداوم و گله و شکايت بپرهيزيد.
گام 2 - در ارزيابی هاي خود صادق و بي ريا باشيد.
گام 3 - ديگران را دوست بداريد و به آنها علاقمند شويد.
گام 4 - خواسته های ديگران را درک کنيد .
گام 5 - هميشه لبخند را زينت چهره خود کنيد.
گام 6 - به خاطر داشته باشيد نام هر شخصی زيباترين نت موسيقی اوست ؛ پس ديگران را به نام صدا   بزنيد و با او احساس نزديکي کنيد .
گام 7 - شنونده خوبی باشيد و ديگران را تشويق کنيد که درباره خودشان و علاقمنديهايشان حرف بزنند .
گام 8 - در جهت علايق ديگران سخن بگوييد .

                                                                                                                      آلفونس دوده

+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 و ساعت 17:9 |
بار خدایا

در کلبه محقر من آنچنان چیزی است

                       که در بارگاه عظمت کبریائی تو نیست

                                                 و آن اینکه من خدایی چون تو دارم

                                                                          و تو خدایی چون خود نداری

                                                       

+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 و ساعت 17:8 |
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.

به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!

مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.

روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!

كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد.

گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم.

به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.

چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد.

+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 و ساعت 17:6 |
از اونجایی که خانومها به سالروز تولد حساس هستند در روز تولد همسرتان سعی کنید برخلاف میل او شمع به تعداد سالهای تولدش یا حتی چندتا بیشتر تهیه کنید

قبل از رفتن به ماموریت سیمهای تلفن را دستکاری کنید تا ارتباط تلفن قطع شود تا علاوه بر آزار، چند صد هزار تومونی صرفه جويي اقتصادی به دنبال داشته باشد

عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم ، چی بودم و چی شدم

در هنگام سرو شام در حالی که زیر لب با خود زمزمه میکنید، گاهی هم از رستوران نزدیک منزل تعریف و تمجید کرده و با حسرت به غذای همسرتان خیره شوید

در مناسبتهای مختلف که لباس هدیه میدهید سعی کنید رنگی را انتخاب کنید که همسرتان از آن رنگ متنفر است و در زمان اهدا بگویید دیوانه هم این رنگ را میپسندد

هشدار: تمام توصیه های بالا خطرناک است حتما" قبل از انجام از میزان ظرفیت همسرتان مطلع شوید در غیر اینصورت امکان شکستگی سر و دست یا محرومیت از امکانات رفاهی وجود دارد
+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 و ساعت 17:1 |
یك نفر هست كه از پنجره‌ها

نرم و آهسته مرا مي‌خواند

 گرمي لهجه باراني او

 تا ابد توي دلم مي‌ماند

 يك نفر هست كه در پرده شب

 طرح لبخند سپيدش پيداست‌

مثل لحظات خوش كودكي‌ام‌

 پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌

 يك نفر هست كه چون چلچله‌ها

 روز و شب شيفته پرواز است

 توي چشمش چمني از احساس

 توي دستش سبد آواز است

يك نفر هست كه يادش هر روز

چون گلي توي دلم مي‌رويد

 آسمان، باد، كبوتر، باران‌

 قصه‌اش را به زمين مي‌گويد

 يك نفر هست كه از راه دراز

باز پيوسته مرا مي‌خواند

گاه‌گاهي ز خودم مي‌پرسم

از كجا اسم مرا مي‌داند

+ نوشته شده توسط حمید در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 و ساعت 16:59 |